News

تاثیر برنامه ریزی استراتژیک بر موفقیت شرکتهای زنجیره ای

سید پدرام باقری /  امروزه سازمانها با محیطی متلاطم و نا آرام روبرو هستند. تهدیدهای محیطی از هر سو حیات و بقای سازمانها را تهدید می کند. سازمان ها باید جایگاه فعلی خود را شناخته، نقاط قوت و ضعف خود را دقیقا تحلیل کرده و با تکیه بر قوت ها از فرصت های محیطی استفاده کرده و خود را برای برخورد با تهدیدها آماده کنند. این مهم در قالب برنامه ریزی استراتژیک امکان پذیر است. با توجه به اینکه صنعت مرغداري دومين صنعت بعد از صنعت نفت كشور است. با وجود گستردگي واحدهاي توليد و اهميت آن در سبد غذايي مردم، اين صنعت در كشور ما با چالشها و تلاطمات محیطی فراواني مواجه است بر این اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی میزان تلاطمات محیطی صنعت گوشت مرغ کشور و سپس تاثیر فرآیندهای برنامه ریزی استراتژیک بر موفقیت شرکتهای زنجیره تولید گوشت مرغ می باشد. این فصل از پژوهش به کلیات می پردازد به صورتی که در این فصل مساله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدفهای پژوهش (کلی، فرعی، کاربردی)، سوالها و فرضیه های پژوهش (اصلی، فرعی)، روش پژوهش، روش جمع آوری و ابزار گردآوری اطلاعات، روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، جامعه آماری و روش نمونه گیری از جامعه، قلمرو زمانی، مکانی و موضوعی، تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش و در پایان مدل مفهومی پژوهش ارائه می شود.

صنعت گوشـت مرغ يكـي از مجموعـه هـاي عمـده بخـش كشاورزي ايران محسوب ميگردد. اين صنعت با توليـد بـيش از يـك ميليون تن گوشت مرغ نقش مهمي در تامين پروتئين مورد نياز كشور به عهده دارد. به عـلاوه، گوشـت مـرغ يكـي از اقـلام مهـم در سـبد خانوارها محسوب ميشود، بطوريكـه بـا مـصرف سـرانه سـالانه 87 كيلوگرم رتبه اول را در ميان گروه گوشتها بـه خـود اختـصاص داده است. همچنين از لحاظ سهم هزينه اي، 27 درصد از هزينه هاي گـروه گوشتهاي سبد خانوارها را تشكيل ميدهد(بیک زاده و همکاران،1386).

این صنعت در سالهاي اخير در بخشهاي مختلف توليـد و توزيـع بـا تلاطمات زيادي روبرو بوده است. يكي از اين مسائل، عدم تناسـب و سـازگاري ساختار توليد و توزيع صنعت مرغ بوده كه مشكلاتي را به دنبال داشته است. از جمله اين تلاطمات:

1-   نوسانات تولید

2-   نوسان قیمت نهاده های تولید

3-   افزایش سطح عمومی قیمتها

4-   نوسانات مقطعی مصرف

5-   عدم قابلیت ذخیره سازی گوشت مرغ برای مدت طولانی

6-   بروز بیماریهای ویروسی و شایعه بروز این بیماریها

این مسئله، سياستگزاران را برآن داشته تا بـدنبال راهكارهـايي در جهت ارتقاي كارايي این صنعت باشند(حسینی و همکاران،1385). در ايران معمولا اجزای زنجيره توليد از هم جدا بوده و بر اين اساس هر حلقه به دنبال افزايش سود خود و در نتيجه افزايش قيمت است؛ درحالي كه بررسي توسعه صنعت مرغداري دنيا طي نيم قرن اخير نشان می دهد سيستم قراردادي و سيستم توليد يكپارچه گوشت مرغ يكي از دلايل اصلي موفقيت و توسعه پرورش طيور به ويژه در ايالت متحده آمريكا، كشورهاي آمريكاي جنوبي (برزيل، مكزيك) و برخي نقاط دیگر (مالزي و تايلند) است. در اين سيستم، تمام اجزاي توليد گوشت مرغ از قبيل مزرعه توليدكننده جوجه يكروزه، واحد جوجه كشي، كارخانه تهيه خوراك، مرغداري گوشتي، سيستمهاي حمل ونقل، كشتارگاه و عرضه گوشت مرغ تحت نظارت و مديريت واحد است. روند توليد گوشت مرغ همانند يك زنجير از حلقه هاي متفاوتي تشكيل شده است و دوام و پايداري يك زنجير به سلامت و اتصال حلقه هاي آن بستگي دارد. در سيستم توليد يكپارچه، به دليل وجود يك مديريت واحد در بخشهاي مختلف، تمامي نقاط ضعف و قوت شناسايي شده و با استفاده از ابزارهاي مديريتي مي توان بهترين شيوه و برنامه پرورشی را انتخاب کرد (نیکوکار،1387). دورنماي كلي برنامه مذكور به اين ترتيب است كه مجريان طرح با بهره گيري از امكانات و تواناييهاي خود و ساير همكاران طرح، جوجه يكروزه، دان مصرفي و پشتيباني فني را در اختيار مرغداران طرف قرارداد گذاشته و سپس طي دوره زماني مشخص و با توجه به ميانگين وزن مناسب مر غهاي پرورش يافته را از مرغداران تحويل گرفته و سپس آنها را به كشتارگاه ارسال میکند و در نهایت، مرغ فرآوري و بسته بندي شده با يك نام تجاري در اختيار مصرف كنندگان قرار مي گيرد (گیلان پور،1388).

از سويي، مفهوم موفقيت در سازمان نيز دچار تغييراتي گشته است؛ در اينگونه محيطي، سازمان ها بدنبال بقا هستند و موفقيت نيز در اين چارچوب تعريف مي شود.ما موفقيت سازماني را در توان بقاء بلندمدت آن و نيز هضم تلاطمهاي محيطي در خود ميدانيم؛ بطوريكه در بلندمدت، سازمان دچار افت و خيزهاي شديد در ميزان سودآوري، رشد درآمد و محصول و سهم بازار نشود.

هر سازماني براي دستيابي به موفقيت در فضاي پيچيده و رقابتي، نيازمند تدوين استراتژي مناسب و خوب است. ليكن نوع استراتژي نميتواند مطلوب هر سازماني باشد زيرا شرايط داخلي و محيطي، موقعيت و هدف سازمانها منحصر به فرد بوده و به بياني ديگر، بهترين استراتژي براي همه سازمانها وجود ندارد (ابوالفضلی، 1396).

برنامه ریزی استراتژیک فرایندی است که اکثر شرکتهای موفق و صاحب نام دنیا از آن برای هدایت و پیشبرد برنامه ها و فعالیتهای خود با افق دید بلندمدت و درجهت دستیابی به اهداف و تحقق ماموریت سازمانی بهره می گیرند. این نوع برنامه ریزی که تاکنون اغلب مورداستفاده سازمانهای بزرگ واقع شده است، اگر به درستی تدویــن شود، به انتخاب استراتژی هایی منجر می شود که درصورت اجرای صحیح و به موقع، تعالی و پیشتازی سازمان را به ارمغان می آورد (آقازاده،1390)

این تحقیق با استفاده از مدل ایگور اچ انسوف میزان تلاطمات محیطی صنعت گوشت مرغ را شناسایی کرده و تاثیر فرآیندهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک بر موفقیت شرکتهای زنجیره ای تولید گوشت مرغ را بررسی نماید. گردآوری و تحلیل داده های این پژوهش شامل دو مرحله است شناسایی میزان تلاطمات محیطی صنعت گوشت مرغ و تاثیر فرآیندهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک بر موفقیت شرکتهای زنجیره ای تولید گوشت مرغ در مرحله اول پس از گردآوری نظر ده نفر از نخبگان صنعت گوشت مرغ میانگین امتیازات هر عامل تاثیرگذار بر تلاطم محیطی صنعت گوشت مرغ از طریق نرم افزار اکسل بدست آمده و بوسیله نمودار Radar  و بر اساس تحقیق انسوف و مک دانل که دارای یک طیف امتیازی از 1 تا 5 برای سطوح مختلف تلاطم محیطی است تحلیل شده است که در جدول 4-1 و شکل 4-1 نشان داده شده است.

جدول4-1: نتایج میزان تلاطمات محیطی صنعت گوشت مرغ

قابلیت تغییر

پیچیدگی

3.76

تازگی تغییرات

3.53

قابلیت پیش بینی

سرعت تغییرات

3.35

قابلیت مشاهده آینده

3.15

 

میانگین

3.45

 

 

شکل 4-1: نمودار رادار میزان تلاطمات محیطی صنعت گوشت مرغ

تحلیل انجام شده نشان دهنده میانگین 3.45 که معرف محیط متغیر وگسسته است و این بدین معنی است که صنعت گوشت مرغ جزو محیطهای متلاطم به حساب می آید.

در مرحله دوم این پژوهش برای بررسی تاثیر فرآیندهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک بر موفقیت شرکتهای زنجیره ای تولید گوشت مرغ تاثیر مدلهای استراتژی سازی مختلف با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت. اغلب قريب به اتفاق مدلهاي تجويزي فرايند مديريت استراتژيك، خلق استراتژي را در طي گامهاي كاملاً مشخص و عقلايي ميدانند؛ ليكن اين مدل به پديد آمدن استراتژي در طول يك فرآيند گفتگو و تعامل اجتماعي و به صورت بداهه گرانه اذعان دارد. تأكيد بر اتخاذ تصميمات مبتني بر اهداف كوتاه مدت نيز متناسب با محيطهاي متلاطم و پيچيده است.آنچه در اين مدل، منحصر به فرد بوده و با ديگر فرآيندها تفاوت دارد، اتخاذ چند استراتژي و اجراي همزمان آنها است. اين سلسله تصميمات، براي رسيدن به اهداف متعدد و كوتاه مدت اخذ ميشوند ، به اجرا در مي آيند تا علاوه بر اينكه اهداف كوتاه مدت را حاصل كنند، راهي را براي تدوين استراتژيهاي پابرجا و بلندمدت نيز باز ميكنند. به عبارتي ديگر، سازمان با اجراي آنها، موفقيت و عدم موفقيت هركدام از تصميمها را سنجيده، ياد ميگيرد كه در شرايط متغير و متلاطم، چه اقداماتي مؤثر خواهد بود. با تغيير، تعديل و يا تجميع تصميمهاي موفق، استراتژي بلندمدت خود را نيز پديد مي آورد. به عبارتي ديگر ميتوان گفت كه گزينه هاي استراتژيك، در قالب تصميماتي و در زمان محدود، آزمون و تجربه ميشوند تا از اين طريق، استراتژي اصلي ايجاد شود. ضمناً در مدل مبتنی بر محیط متلاطم ، در هر مرحله، كنترل استراتژيك صورت ميگيرد؛ كه باعث ميشود انعطاف سازمان در تغيير هدفها و تصميمات استراتژيك، بالا رود. به علاوه، سازمان با به كارگيري اين مدل، ميتواند از حداكثر ظرفيت يادگيري خود نيز استفاده كرده و به تدريج آن را گسترش دهد.

مدل ارائه شده توسط ديدگاه مبتني بر بقا بيشتر از منظر تجويزي به تدوين استراتژي پرداخته است مدل مبتني بر بقا داراي ديدگاه انفعالي به سازمان است؛ و مشخص نيست كه سازمان در آينده  بقا خواهد داشت يا نه، فقط بايد منتظر ماند و ديد كه آيا گزينه هاي استراتژي توسط محيط برگزيده ميشوند يا خير.

مدل مبتني بر پيچيدگي، اين روش را به طور كامل تشريح كرده است. نوع تعاملات بين اعضاي سازمان و مشاركت آنها در امر استراتژي سازي در مدل مبتني بر بقا به طور واضح تبيين نشده است؛ موضوعي كه در مدل مبتنی بر محیط متلاطم جزء نقاط قوت آن به شمار ميرود مدل مبتني بر عدم اطمينان تحليل محيط را بيهوده مي شمارد در حالي كه اين تحليل براي شناخت فرصت ها و همچنين جاذبه هاي غريب و تا حدودي پيش بيني هرچند كوتا ه مدت و تحليل عوامل محيطي لازم است. چالش با محيط متلاطم و همراه با عدم اطمينان و غيرقابل پيش بيني در هر دو مدل برجسته است ولي نوعي تشويش و سردر گمي در مدل اول ديده ميشود كه نميتواند راهكار خاصي را براي مديران و سازمانها براي رويارويي با اين گونه محيط، ارائه كند. مدل مبتني بر پيچيدگي ارائه شده در پژوهش، بيشترين قرابت و نزديكي در بين مدلهاي موجود را با مدل مبتني بر يادگيري دارد. البته تفاوتهايي نيز بين اين دو مدل وجود دارد كه در زير به بخشي از آن اشاره ميشود:

مدل يادگيري توجه خوبي بر منطق گفتگو و تعامل دارد و اين عامل در هر دو الگوي ياد شده  از نقاط قوت آنها براي سازگاري با پيچيدگي به شمار ميرود؛ ولي بايد اشاره كرد كه نوع و سطح و طرفهاي گفتگو در مدل مبتني بر يادگيري به طور واضح مشخص نشده است. در مدل مبتني بر يادگيري نقش و ميزان تعاملات مدير و رهبر مشخص نيست؛ كه اين نقيصه  در مدل مبتني بر پيچيدگي به چشم نميخورد.

الگوي يادگيري براي هر سازماني قابل استفاده و پياده سازي نيست؛ زيرا در سازمانها  زيرساخت مناسب و ملزومات پياده سازي سازمان يادگيرنده وجود ندارد و به نظر ميرسد اين مدل و داشتن چنين سازماني به صورت انتزاعي و يا آرماني ترسيم شده است. به طور مثال، شايد تمامي افراد سازمان را نتوان افراد شايسته و متخصص و با توانمنديهاي لازم به شمار آورد؛ لذا اجراي مدل مذكور با مشكلاتي مواجه خواهد شد. سؤالاتي كه هنوز هم در مدل يادگيري به قوت خود باقي است، عبارتند از اينكه:

 در سازمان يادگيرنده چه كسي ياد ميگيرد؟ چه كسي فرايند يادگيري را در سازمان تحت كنترل دارد؟

يادگيري چه كسي محور قرار ميگيرد؟ در حقيقت، نوعي سردرگمي در اين مدل نيز مشاهده ميشود؛ كه علاوه بر مشخص بودن پاسخ سؤالات مذكور در مدل مبتنی بر محیط متلاطم، فرآيند مديريت استراتژيك در بخشهاي كاملاً واضح و آشكاري توصيف شده است. الگوهاي ديگر مانند مدل مبتني بر كارآفريني نيز نميتواند براي تمامي سازمانها مناسب باشد؛ چرا كه همه آنها تحت مديريت فرد كارآفرين اداره نميشوند؛ ضمناً اين الگو، از كل فرآيند، تنها به قسمت ايجاد استراتژي اشاره كرده و پيچيدگيهاي استقرار استراتژي و انواع كنترلها ناديده گرفته شده است؛ همچنين وظايف افراد ديگر سازمان مشخص نشده است. موضوعي كه در الگوهاي ديگري چون مدل شناختي نيز به چشم نميخورد. به علاوه، براي يادگيري سازماني در اين مدلها (براي افزايش سرعت پاسخگويي به مسايل آتي محيط) نيز جايگاه مشخصي تعريف نشده است. در نهايت بايد اعلام داشت كه هرچند مدل مبتنی بر محیط متلاطم ، بدون نقص نيست ولي بسياري از كمبودها و نقايص مدلهاي پيشين را پوشش داده است؛ و ميتواند راهكار مناسبي براي سازمانها در راستاي ايجاد سيستمهاي سازگار با پيچيدگي و تلاطم محيطي در اختيار مديران قرار دهد.

نتايج تحقيق به طور كلي نشان مي دهد كه استراتژي سازي اثر مثبتي بر روي عملكرد دارد. اين اثر مثبت در تمامي مدل هاي استراتژي سازي ملاحظه مي گردد. به طور كلي استراتژيپردازي در سطح بالايي قرار دارد. بهبود سطح استراتژيپردازي منجر به بهبود سطح عملكرد خواهد شد. از بين روشهايي كه براي استراتژي سازي مورد بررسي قرار گرفته است، رويكرد استراتژي سازي مبتني بر محيط متلاطم بيشترين تأثير بر عملكرد را به خود اختصاص داده است.

مدل استراتژی سازی میتنی بر محیط متلاطم

 نویسنده و گردآورنده:

سید پدرام باقری

کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک و مسئول برنامه ریزی گروه تولیدی اروم چکاوک

 

افزودن نظر

لطفا موارد ستاره دار (*) را با دقت تکمیل کنید

سایت های مرتبط

گروه تولیدی بهپرور

گروه تولیدی بهپرور آریا

اتاق بازرگانی

اتحادیه مرغداران گوشتی ایران

دامپزشکی